هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

335

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

مسكنش با آنان همدردى مىكرد و مىفرمود : بر زمان داران است كه خود را همرديف مستمندترين رعاياى خويش در آورند تا فقرا دلجويى يابند و اغنياء ، خود را نبازند . « الشعبى » راجع به او سخن گفته مىگويد : به اتفاق نوجوانان همسن و سال خود وارد « الرحبه » در كوفه شدم . على ( ع ) را ديدم كه بر سر دو كوزهء طلا و نقره ايستاده و چوبدستى بدست دارد كه مردم را با آن مىراند سپس بر سر اموال ( طلا و نقره ) بازمىگردد و آن را طورى ميان مردم تقسيم مىكند كه هيچ چيزى از آن باقى نمىماند و خود در حالى كه ذره‌اى از آنها با خود نبرده به خانه بازمىگردد . نزد پدرم بازگشتم و به او گفتم : امروز بهترين مردم با احمقترين آنها را ديدم گفت چه كسى را ديدى فرزندم ؟ گفتم : على بن ابى طالب را ديدم و ديده‌ها را برايش بازگفتم . به گريه افتاد و گفت : فرزندم تو بهترين مردم را ديده‌اى . و در صورتى كه او بلافاصله پس از پيامبر ، خلافت را بدست مىگرفت و تا پايان زندگى ادامه‌اش مىداد و پس از او به دستان پاك و رهبران شايسته‌اى چون ائمهء اطهار ( ع ) كه همه ويژگيهاى او را به ارث برده‌اند سپرده مىشد اسلام به نحو درستى براى جهانيان مطرح مىشد كه قادر بود با زندگى ، دانش و عقل در همهء زمينه‌ها ، پويايى و همراهى داشته باشد . با وجودى كه دورهء خلافت امام كوتاه بود و در پى دورانى آمده بود كه از برجسته‌ترين ويژگيهايش ، اختلاف فاحش طبقاتى و استثمار ضعفا و اختصاص درآمدهاى دولتى به خليفه و اطرافيان او بود و علاوه بر اينها جرياناتى از هر سوى و به سركردگى و زعامت آنانى كه از سوى دست‌اندركاران سابق ، صاحب امتياز و منافع بودند و اموالى را كه از هر سوى به جيب آنان سرازير مىشد حيف و ميل مىكردند به راه افتاده بود و پس از دورهء كوتاه از خلافتش نيز ، دورانها ، دولتها و امارتهايى در شرق و غرب [ جهان آن روزى اسلام ] در پى هم آمدند كه حكام آنها عنوان امير المؤمنين را يدك مىكشيدند و به نام اسلام و دين حكومت مىكردند ولى زشت‌ترين اشكال ظلم و ستم و زير پا گذاردن ارزشها و حيف و ميل و بر باد دادن ثروت ملتها و سرنوشت آنها ، اعمال مىگرديد . هر يك از اين امرا در دورانهاى اموى و عباسى در اندلس و غرب و جهان عرب داراى هزاران كنيزك و سوگلى و آوازخوان و برده و خلوتكده و ديگر وسايل و امكانات عيش و نوش و ريخت‌وپاشهايى كه از كاخها و دربارها فراتر مىرفت ، بودند و تا به امروز نيز هستند . حاكمانى در برخى كشورهاى عربى و غير عربى كه به نام